شنبه بیست و پنجم آذر 1385
به احترام زنده یاد مسعود بختیاری
عصبي شده بودم .چرا مطلب زيادي پيدا نمي كنم ؟! چرا هر چه سرچ مي كنم راجع به بزرگان موسيقي لرستان چيز زيادي نمي يابم! نه شاميرزا نه سقايي نه ايرج رحمانپور و نه مسعود بختياري! با خودم قرار گذاشته بودم معاريف موسيقي لري را معرفي كنم .انگيزه اينكار درگذشت دوتن از سرآمدان موسيقي اين ديار بود : استاد عيسي سپهوند كه سالها در دهه شصت ، در زمان جنگ افتخار شاگردي اش را داشتم و زنده ياد مسعود بختياري (بهمن علاء الدين).
شناخت بهمن را مديون برادرم سياوش هستم . او بود كه سالها پيش كاست مال كنون را به من معرفي كرد. بعد ها كه مسئول مركز آفرينش هاي ادبي كانون لرستان بودم و به دنبال راه اندازي آرشيو شعروموسيقي ،"مال كنون" از اولين كاست هايي بود كه خريدم . همين كاست را وقتي كه ايلام رفتم به كرم رضا پيريايي مديركل وقت صداوسيماي ايلام دادم. پيريايي هيچ وقت كاست را پس نداد اما از همين معبر راهي براي آشنايي بيشتر و عميق مسعود بختياري باز شد . حالا پيريايي رييس مركز موسيقي و سرود سازمان صداوسيما است و وقتي خبر تشكيل جلسه بزرگداشت علاء الدين در تالار شهيدان كرج را به او مي دهم از من مي خواهد پيام او را به نيابت به مراسم ببرم .
پنج شنبه است: ساعت 12و من هنوز در ساختمان روزنامه جام جم هستم . از ميرداماد تا كرج حداقل 2 ساعت راه است. مي ترسم به مراسم نرسم. از طرفي يوسف عليخاني به يادم مي آورد كه امروز قرار است ساعت پنج به جلسه شب مولانا برويم كه علي دهباشي برگزار كرده است . درنگ و ترديد آزارم مي دهد. ميدانم در جلسه دهباشي خيلي از بزرگان هستند : دكتر موحد ، محمود دولت آبادي ،قمر آريان ،امرايي و ...اما از طرفي ياد مسعود دلم را به دامنه هاي زاگرس مي برد! سرانجام نوستالژي موسيقي پر از حسرت و عسرت لرستان بر دلم يله مي شود. از عليخاني عذرخواهي مي كنم و بي آنكه ناهار بخورم از دفتر روزنامه خارج مي شوم . شكر خدا ترافيك اتوبان مناسب است و من خيلي زود به تالار مي رسم . درب ورودي چند نفر با لباس ايلياتي ايستاده اند . در ميان آنها برادر زنده ياد بختياري را به من معرفي مي كنند . تسليت مي گويم و از نحوه اجراي مراسم مي پرسم . مي گويد دكتر صادقي متولي است. سراغش را از داخل سالن مي گيرم . سالن بزرگ و آبرومندي است و جمعيت زيادي آمده اند . نمي دانم اين ها همه از ايل بختياري هستند يا ازدوستداران موسيقي بختياري . دكتر آدم جدي و وسواسي است . مي ترسد كسي از اين فضا براي انتخابات شوراها استفاده كند . مي گويد به فرمانداري تعهد داده ام ! دختر بچه اي با لباس رنگين بختياري در گوشه سالن به طور نمادين مشك و مالار را تكان مي دهد و خواننده اي جوان به نام تاجميري نواي بختياري سر داده است . فضاي قشنگي است . با صداي دلگير خواننده زنان مويه مي كنند . اشك را در پهناي صورت مردان مي بينم . انگار تمام خاطرات ايلياتي آنها زنده شده است . در نواي غمبار موسيقي لري صداي رپ رپ پاي سوران ايل در هزارتوي تاريخ پر از هول و هراس و حماسه آنها طنين مي اندازد. در حسرت "كوگ تاراز" آشكارا مي گريند:
کؤگ تارازهِ بگوین چینو نناله
مو دلم کم طاقته نه چی هرساله
مجري برنامه آدم توانمندي است . به داهول و صداي داريوش ارجمند . ترانه هاي بهمن را به استادي دكلمه مي كند و سپس از من مي خواهد به جايگاه بيايم . با حسرت از موسيقي لري مي گويم . صداي ما در تاريخ گم شده است. خانم ها آقايان اجازه بدهيد از پس هزاره ها صداي ساده و صميمي ايل را در اين ترانه ها بشنويم . موسيقي تنها واسطه اي است كه به قول نيما يادمان مي آورد پيشينيان ما كارد را در دامن خود گرفتند و فرياد زدند : قوم ما اينگونه اند، ساده و عاشق!
پيام كرمرضا پيريايي ، رييس مركز موسيقي و سرود سازمان صداو سيما را مي خوانم و ديگر نمي مانم. دكتر صادقي از تجليل شايسته پيريايي و تاج گلي كه سازمان فرستاده است قدرداني مي كند و من در ميان غلغله جمعيت خودم را بيرون مي كشم . فضاي بيرون سرد است و ساكت.اعلان هاي رنگي كانديداهاي شورا هم نتوانسته است به اين فضاي دلگير جاني ببخشند . سردم است. دستهايم را به جيبم مي برم و در سكوت پارك به سمت جايي كه نمي دانم كجاست راه مي افتم.
.
.
پيام كرمرضا پيريايي، رييس مركز موسيقي و سرود سازمان صداوسيما به
مراسم بزرگداشت زنده ياد مسعود بختياري
هنر به مثابه فرهنگ ابزارآفرینش و طيران اندیشه هاي ناب بشری است .از طرفی هنرهای بومی ومحلی به علت برگشت به صفات ناب انساني و رهيافت به سرچشمه هاي زلال عواطف بشري ارزشي افزون دارد. در عصر پر از صدای گوش آزار آهن آلات وصنعت ،هنر بومی ارجاعي دلپذير به نام ها، نواها وآواهاي ماندگار ايراني است.
بي ترديد در عرصه موسيقي کسی که خود از جنس مردم باشد و ارتباط زیبایی بین مردم ،هنروامروز ودیروز ما داشته باشد شايان تجليل و تحسين است.
زنده ياد مسعود بختياري از اين دست مردمان عاشق است.استاد بختياري از جامعه فرهنگيان و خانواده بزرگ صداوسيما بود.
استاد بهمن علاء الدین را بايد ازگوهرهاي درخشان بی همتای موسیقی لری. و از بزرگان موسيقي مقامي و آييني ايران دانست٬ زندگی و آثار این خواننده خوش نوا و آهنگ ساز نقطه اوج موسیقی لري و موسيقي مقامي است.
احترام مي گذارم به حنجره اصيل و آواهاي ماندگار زنده ياد علاء الدین
و تسليت مي گويم به موسيقي نجيب و دلنشين لري و همه كوشندگان هنر اصيل و مردمي در سپهر ايران اسلامي



مُو تيام تَش ايزَنِه سي ديدن تو 
زِنده مَندُم به خدا با ديدن تو
چه خووه بياي زِ رَه وا با سِفيده
ايزَنِه افتَو وا با رَسيدنِِ تو
واي ديمَه ... واي ديمَه ! ايخُوم دُونگُل يِكيمَه
نه تَرُم بَنگِت كُنُم ... نه خُوت ايايي
حالا باور ايكُنُم ... كه بي وفايي
آخه تا كِي چينُو با تِهنا بِمَهنيم
نَدونُم چه ديديِه ... زِ اي جدائي ؟؟؟
چَن تَرُم بَنگِت كُنُم ؟ خوت دي وُري بِيَاو
آخه تا كِي دير زِ يك ... چي مَه و افتَو
چه خووِه اُوِيدِنِت اگر بيايي !!!
توشمالون كار ايكُنِن ... هَف روز و هَف شَو ...

