تبليغاتX
گفتار سبز را از این پس با این نشانی بخوانید http://www.goftaresabz.ir/ "کن خموش این دوزخ از "گفتار سبز - بسياري از نهاد هاي رسمي و پژوهشي آن را بيفايده دانستند !

دوشنبه ششم آذر 1385

بسياري از نهاد هاي رسمي و پژوهشي آن را بيفايده دانستند !

داستان انتشار "شناختنامه نويسندگان لرستان" آميخته با ملال است. بسياري از نهاد هاي رسمي و پژوهشي آن را بيفايده دانستند . استاندار وقت لرستان بر آن پوزخند زد. مدير كل وقت ارشادلرستان سه سال طول كشيد تا براي آن اندكي وقت بگذارد. بسياري از دوستان شاعر و نويسنده آن را عبث دانستند . شهرزاد آن را مزخرف خواند . مهتاب گفت واقعا خيلي بيكاري؟ ابراهيم خرم ابادي گفت حيف از تو نيست كه دنبال اين جور كارا باشي؟! اما من چنان گمان ميداشتم تنها با شناخت داشته هاي فرهنگي مي توانم سدرالمنتهاي خويش را بيابم پس از رو نرفتم ! چقدر دويدم . چقدر زنگ زدم . چقدر پشت درب اتاق آقايان به انتظار نشستم... كتاب سال 80 درآمد . سال بعد از لرستان رفتم.و ديگر كسي هم سراغ كتاب را نگرفت به غير گزينش كه از طريق آن كتاب مي خواستند به عقايد و گرايش هاي من پي ببرند و البته ناشرش هم چندي پيش زنگ زد و با همه لطفش در لفافه از چاپ كتاب اظهار ندامت كرد:" اين جور كتاب ها به درد كسي نمي خوره ! "

و حالا كه يوسف عليخاني روزنامه نگار و نويسنده درباره اين كتاب نوشته است از خودم مي پرسم آيا نياز به " اين جور كتاب ها" هم در جامعه كتاب خوان پيدا خواهد شد؟ و آيا اصولا نيازي به تدوين " شناسنامه فرهنگي" وجود دارد؟

ادامه مطلب

نوشته شده توسط والی زاده در 10 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •