شنبه هفدهم تیر 1385
آیا اتفاقی در شعر افتاده است!
سالها پیش که مولود خزان شاعر پریشان خرم آبادی سرود: آماس!آماس!کمی با ما بماس! در یادداشتی شعر ایشان را نمونه ای از حادثه ای شمردم که در شعر فارسی اتفاق افتاده است، بسیاری البته نقد بنده را طنز تلخی دانستند که یا شاعر را دست انداخته ام و یا شعر معاصر را! اما به هر حال در این سالیان تئوری های وارداتی، ابداعات فردی! و موج سازی در شعر تعاریف جدیدی را شکل داده است که یکی اش می شود شعر کانگریت، یکی شعر حرکت، یکی شعر اشتراکی! یکی شعر چند صدایی و یکی هم شعر صوت! یا شعر معنا گریز و یا شعری که از واژه می گریزد و جز واژه نیست مثل همه آن شعرهایی که صاحب تاریخ مذکر می گفت و در شکل امروزی ترش می شود همین شعرهایی است که در فصلنامه وزین شعر-دستپخت شاعر خوبمان جناب مصطفی محدثی خراسانی- به عنوان شعر امروز ایران معرفی شده است.
شعرها را که خواندید به این سؤال ساده پاسخ دهید که آیا اتفاقی در شعر افتاده است!
واین خسرو، و آن شیرین و رقصی آن و رقصی این
و می رقصندآن و این و رقصی آن و رقصی این
و از تمرین و رقص و فروردین و لاله، این و لاله، آن
و تمرین از و از تمرین و رقصی آن و رقصی این
و لاله، رقص و فروردین و لاله، این و لاله، آن
و لاله، لاله فروردین و رقصی آن و رقصی این
وآن خون رقص این از خون و رقص از خون و این از آن
و رقص از آن و این خونین و رقصی آن و رقصی این
و رقص از چین دامن رقص و چین از رقص و دامن چین
و دامن چین و دامن چین و رقصی آن و رقصی این
و آمین رقص آن و این و آن آمین و این آمین
و آمین رقص و رقص آمین و رقصی آن و رقصی این
و رقص از یس و یاسین رقص و یاسین این و یس از آن
و یس از رقص و از یاسین و رقصی آن و رقصی این
**
قمرقمر و مرتب در این قمر عقرب
قمر و امشب و عقرب قمر و این امشب
و عقرب امشب و امشب در این قمر عقرب
و این سیاه قمر این و عقرب این، و سیاه
و این سیاه مرکب در این قمر عقرب
قمر لبالب و عقرب و لب به لب و قمر
و لب به لب و لبالب در این قمر عقرب
هلا هلال و قمرعقرب و هلال، هلا
هلا هلال مجرب در این قمر عقرب
و عقرب از رگ نزدیک از این قمر نزدیک
و نحن اقرب و اقرب در این قمر عقرب
قمر و یا رب و عقرب قمر و یا رب یا
و یارب و یارب در این قمر عقرب !

