کاشکی می شد توی یه کوچه قدیمی قدم زد. روی خاک بارون خورده ای که آدم رو به سالهای دورپرتاب کنه . چرا این روزا این قدر هوس چای دم کرده دارم.یک جرعه پشت شیشه خیس زندگی.
نوشته شده توسط والی زاده
در 9 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
درباره وبلاگ
وب نوشته هایی درباره فرهنگ و اجتماع . . . من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی