جمعه سی ام تیر 1385
این یک واقعیت تلخ است !
امروز داشتم با خودم ميانديشيدم ، كه رشد وترقي در مناصب اداري ما اغلب به چه شكل است؟ به اين نتيجه رسيدم كه ظاهرا منحصر در دو راه بيشتر نيست. يا بايد آدم كار بلد و با عرضه اي باشي كه سابقه كاري ات نشان دهد بدرد بخور هستي ، تحصيلات داري ،تجربه داري و... دهها دليل ديگر كه نشان بدهد ميتواني براي يك مدير بالا دست مفيد واقع شوي، تازه دراين صورت رشدي معادل حركت لاك پشت خواهي داشت، در عوض احتمال سقوط وعقب گرد هم كم است. راه ديگر رابطه قوم وخويشي و دوست آشنايي است ، اگر گمان كنيد ميشود با عضويت در يك حزب وگروه سياسي به جايي برسيد اشتباه مي كنيد ، در درون احزاب ماهم همين وضع حاكم است.
اما از را دوم بيشتر بگويم به همان اندازه كه به سرعت رشد دارد احتمال سقوط هم دارد،اين دسته آدمها چون نابرده رنج هستند ، قدر دان موقعيت خود نيستند، رشد سريع و سقوط سريعتر . اين را هم بدانيد اين آدمها اگر خطا كردند هر اندازه هم بزرگ، در زندان نمي پوسند ، چون هم كس وكار دارند ، هم پول و پله .
اين يك واقعيت است بايد پذيرفت، اما هرگز حقيقت نيست...

