تبليغاتX
گفتار سبز را از این پس با این نشانی بخوانید http://www.goftaresabz.ir/ "کن خموش این دوزخ از "گفتار سبز - مهندسی کلمات در شعر حافظ

سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385

مهندسی کلمات در شعر حافظ

دوستانی که پست"لطیفه نهانی در شعر حافظ "را خوانده بودند با اظهار لطف مرا به ادامه مطلب تشویق کردند . برای امروز تصمیم گرفتم به مهندسی کلمات در شعر حافظ بپردازم.

در تدوین دیوان شعرا به ویژه شعرای متقدم لزوماً اختلاف هایی در ضبط برخی ابیات و واژگان دیده می شود . از آنجا که عنصر زمان و تعدد نسخ خطی از زمان شاعر تا قرون پس از حیات آنان واقعیتی است که باید در تصحیح اینگونه متون مدنظر قرار گیرد ناچاریم این گونه گونی را بپذیریم و از روی شواهد و قرائن دیگری از جمله شناخت اندیشه ها, علایق، ویژگی روحی و ...به درستی یا نادرستی ضبط یک واژه، بیت و یا حتی یک غزل ببریم.

دیوان حافظ از این قاعده مستثنی نیست، امروز دهها بلکه صدها نسخه ز دیوان حافظ در کتابخانه های عمومی و خصوصی در اقصی نقاط عالم وجود دارد که به وضوح می توان موارد اختلافی بسیاری را در میان آنها مشاهده کرد. غزل هایی در برخی دیوان ها یافت می شود که در دیوان دیگر نیست و یا عنوان «منسوب به حافظ» از سایرغزلها جدا شده است. ابیاتی در بعضی غزلها وجود دارد که در دیگری نمی توان یافت و بالاخره کلماتی هستند که در چند نسخه ممکن است صورتهای مختلف داشته باشند.

یکی از راه هایی که می توان به درستی و یا نادرستی یک واژه در میان انبوه واژگان غزلهای حافظ حکم داد ، سبک شعری حافظ است.  حتماً اصطلاح مهندسی کلمات ا در شعر حافظ دیده و یا شنیده ایم. تعریف ساده این اصطلاح یعنی: قرار گرفتن یک واژه در جایی از یک بیت یا یک جمله ، به نحوی که اگر آن واژه برداشته شود نتوان به راحتی جایگزینی برای آن یافت، در واقع آن بیت و یا غزل را باید به مثابه بنایی تصور کرد که هر خشت آن با نظم و ترتیب خاص خود چیده شده است که جابجایی و یا جایگزینی هر کلمه با کلمه دیگر به نمای کلی بنا صدمه وارد نماید. با این تفاوت که در شعر، به ویژه شعر حافظ هم بنا و شکل ظاهری مدنظر است و هم نظم و بنای انتظام یافته معنوی .

شاید مثال زیر توانسته باشد این نکته از دقایق و ظرایف شعر حافظ را بیان کند:

نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست.

این مصرع به گونه دیگری نیز ضبط شده است:

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار

این دو مصرع از جهت معنی تفاوتی با هم ندارند. لیکن آنگونه که ملاحظه می شود  یک معنی  به دو صورت یار و دوست آمده است. می توان بر اساس قاعده مهندسی کلمات که در شعر حافظ وجود دارد پی برد که گزینه درست می تواند واژه "یار"  باشد.

دلیل آن هم واضح است حافظ در به کار بردن واژه ها به شکل ظاهری و یا به عبارتی معنای بصری مصرع هم توجه داشته است نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست. در این مصرع اگر دوست را درست بدانیم به این مشکل برمی خوریم که در کلمه دوست «الف» وجود ندارد اما اگر«یار» را بکار ببریم هم درمعنی تفاوتی ایجاد نکرده ایم  وهم واژه ای را به کار برده ایم که در آن الف به کار برده شده است. بنابراین خواندن مصرع با این شکل درست تر است:

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار

از این دست واژگان در شعر حافظ می توان به وفور یافت.    

نوشته شده توسط محمد جعفر محمدزاده در 2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •