تبليغاتX
گفتار سبز را از این پس با این نشانی بخوانید http://www.goftaresabz.ir/ "کن خموش این دوزخ از "گفتار سبز

یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389

استاد رضا سقایی درگذشت

رضا سقایی در سال 1318 در محله ی قدیمی پشت بازار شهرستان خرم آباد متولد شد. در دهه ی 40 با ترانه های فولکلور موسیقی لری را با شکوهی بی نظیر به عرصه ی ملی کشاند.

توانایی حنجره استاد رضا سقایی در سال 56 با همراهی شادروان مجتبی میرزاده برای بازسازی هنرمندانه ی ترانه های«دالکه»، «تفنگ»، «زندگی»، «قدم خیر»، «دایه دایه»، «موتورچی» به اوج رسید و موسیقی لری در پهنه  ایران معرفی و مشهور شد.

رضا سقایی اما در سال 57 به علت عمل لوزه ، حنجره طلایی اش را به خاطره ها سپرد اگر چه  حضور نمادین  و گاه بگاه او در مجامع هنری شوری زائد الوصف را در میان علاقمندان بی شمارش پدید می آورد. متاسفانه سقایی از ابتدای سال 87  به علت کسالت شدید بستری شده و پس از سکته ی مغزی در 19 اسفند سال گذشته در نهایت صبح امروز دار فانی را وداع گفت.

رضا سقایی در زمان مدیریت کرم رضا پیریایی بر مرکز موسیقی و سرود سازمان صداو سیما در پی فراخوانی که از 1500 موسیقدان برجسته کشور به عمل آمد در میان بیست خواننده برتر کشور قرار گرفت و ترانه زیبای " دایه دایه " با صدای شادروان سقایی به عنوان یکی از صد اثر برتر تاریخ موسیقی کشور انتخاب شد.

درگذشت این هنرمند برجسته را جامعه هنری و فرهنگی کشور تسلیت می گوییم.

 

نوشته شده توسط والی زاده در 5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389

اسوه تقوا و پرهیزکاری در کوهدشت به سوی معبود شتافت

اذا مات العالم ثلم فی الاسلام 

آیت الله حاج شیخ ماشاالله مروجی که  بیش از نیم قرن عمر با برکت خود را در راه ترویج دین و معارف عالیه اسلام در کوهدشت سپری نمود روز گذشته در قم دار فانی را وداع گفت و به دیار معبود شتافت.

این عالم فرزانه در طول عمر با برکت خویش منشا خدمات ارزنده برای کوهدشت بود. تربیت ده ها طلبه علوم دینی ،بنیان نهادن حوزه علمیه باقر مرجع شرعیات مردم شهرستان کوهدشت، وعظ و خطابه در ایام ومناسبت های دینی و مذهبی،و تربیت فرزندانی وارسته و عالم از جمله خصوصیات این عالم جلیل القدر بود.

آیت الله مروجی در سالیان اخیر به دلیل کهولت سن و بیماری اغلب در قم نزد فرزندانش به سر می برد.آقای مروجی از سال ۱۳۳۹ به واسطه ماموریتی از طرف آیت الله کمالوند در کوهدشت رحل اقامت افکنده بود تا آنکه روز گذشته مصادف با ۲۲ تیر ۱۳۸۹ بانگ رحیل به گوش جان نیوشید و به سرای ابدی شتافت. این مصیبت را به خانواده ، به ویژه فرزندان برومندش و مردم قدردان کوهدشت تسلیت می گویم و برای آن فقید سعید علو درجات در جوار رحمت الهی همراه با فرزند شهید  والامقامش خواستارم .

پیکر این عزیز امروز از قم به کوهدشت و فردا در کوهدشت در میان خیل مشتاقان و علاقمندان به خاک سپرده خواهد شد . روحش شاد و یادش ماندگار و جاودان باد. 

به زودی متن کامل مصاحبه منتشر نشده ای از آیت الله مروجی را که چند سال قبل در محضرشان ترتیب داده بودم در اختیار علاقمندان قرار خواهم داد.

نوشته شده توسط محمد جعفر محمدزاده در 10 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهاردهم تیر 1389

پنجمین سال

وبلاگ گفتار سبز وارد پنجمین سال فعالیت خود شد. 52250 بازدید آمار بالایی نیست اما شاید از معدل بسیاری از پایگاه هایی دنیای مجازی بهتر باشد. بر همه کسانی که 52250 بار به این وب نوشته ها مراجعه کرده اند درود می فرستیم و خوشحالیم که این وبلاگ همچنان دریچه کوچکی است تا پذیرای بخشی از دغدغه های ما باشد و پل زیبایی است تا همواره با دوستانی مهربان باشیم که از گذر این وبکده ها زیباترین واژگان را هدیه می دهند.
نوشته شده توسط والی زاده در 3 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم تیر 1389

درکوی عشق

تامل در اشعار حافظ هر بار انسان را با معانی جدید

 و صفحه ای دیگر  از تفکرات چند لایه این شاعر و اندیشمند  وگرانمایه آشنا میکند.

                                                                              گفتم صنم پرست مشو با صمد نشین                       گفتا به کوی عشق هم این وهم آن کنند

در این بیت علاوه بر زیبایی هایی که از نظر صناعات ادبی اعم از لفظی و معنوی دیده میشود که از آن جمله می توان نام برد از صنعت سئوال وجواب/سجع بین کلمات/تضاد /لف ونشرو...یک نکته ظریف دیگر نیز نهفته است که شاید در نگاه اول  در نظر نیاید و آن ابهام در چگونگی رابطه بین صنم به عنوان معشوق زمینی وصمد یگانه معبود هستی آفرین و منشا و مبدا همه زیبایی های عالم است.

که هر شنونده ای از خود خواهد پرسید چگونه ممکن است هم با بتان زیبا روی نشست و هم بر معبود یگانه دل بست؟

حافظ در مصرع اول این بیت از پرداختن به بتان مه روی بر حذر داشته و پیوستن و اشتغال به کار حضرت عبودیت را سفارش می کند ودر مصرع دوم خود جواب این تحذیر را  میگوید که:اگر به وادی عشق قدم بگذاری خواهی دید که برای صنم و صمد هردو جایی تعبیه شده و تزاحمی وجود ندارد.

در توضیح این گفتار  می توان اینگونه گفت که: گرچه برخی براین اعتقادند که این همان ماجرای المجاز قنطره الحقیقه است یعنی عشق اگر چه از نوع مجازی پلی است برای رسیدن به حقیقت. اما این را باید اضافه کرد که عشق به معنای واقعی خود قابل تفکیک به حقیقت و مجاز نیست عشق با مختصاتی که دارد یک جنس است فقط  متفاوت است ومراتبی دارد . برای روشن شدن مطلب مثالی ساده لازم است. آب در هر کجا که باشد آب است خواه در دریا خواه رودخانه و یا در کاسه و خواه در مردابی  بوی عفن گرفته. مسئله اصلی این است که آب است و قابل پیوستن به هم  و قابل تجزیه و تصفیه. از این رو گفته اند قطره دریاست اگر با دریاست.و نیز شاید مراد مولانا از اینکه فرموده:عاشقی گر زین سرو گر زان سراست/ عاقبت مارا بدان  سو رهبر است همین باشد.

مسئله این است که رهرو وادی عشق پاک و پیراسته از هوسها و آنات زودگذر آنگونه قدم گذارد که شایسته کوی عشق باشد آنگاه ترجمان مصرع دوم بیت خواهد بود که: به کوی عشق هم این و هم آن کنند.  

 

نوشته شده توسط محمد جعفر محمدزاده در 3 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •