تبليغاتX
گفتار سبز را از این پس با این نشانی بخوانید http://www.goftaresabz.ir/ "کن خموش این دوزخ از "گفتار سبز

پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389

محمدزاده "روزهای انتخاب" را روایت کرد

روزهای انتخابدوست و برادر مهربان و صاحب اندیشه ام محمدجعفر محمدزاده تازه ترین کتاب خود را با نام "روزهای انتخاب " منتشر کرد.

به گزارش ايرنا، روزهاي انتخاب كه دربرگيرنده وقايع روزهاي انتخابات دهم رياست جمهوري است سير تحولات سياسي كشور از نخستين روزهاي شروع فعاليت‌هاي انتخاباتي تا انتخابات دهم و روزهاي پس از آن را در معرض قضاوت مي‌گذارد.

در صفحات اين كتاب جريان شناسي انتخابات دهم، ائتلاف‌هاي پيدا و پنهان در احزاب سياسي و سير تحولات انتخابات و گزيده ديدگاه‌هاي سياسي صاحبنظران و گزارش روزانه اخبار دهمين انتخابات رياست جمهوري به همراه چكيده مطالب مهم مطبوعات در برهه انتخابات بررسي و منتشر شده است.

در كتاب روزهاي انتخاب علاوه بر تحليلي زماني وقايع، به نقش متقابل انتخابات و برخي وقايع اجتماعي و عناصر و اشخاص اثرگذار در روند انتخابات پرداخته است.

نويسنده در پايان كتاب آورده است: كتاب حاضر خط ممتدي بود كه از چند ماه قبل از انتخابات دهم به مسيرهاي پيچيده سرك كشيد و سعي كرد بار خبري رسانه‌ها را در جايگاه روزهاي پرخبر بازگو كند.

به نظر مي‌رسد با توجه به روزنگاري و مستند بودن عمده مطالب و يادداشت هاي اين اثر از آن مي‌توان به عنوان نخستين كتاب روندپژوهي انتخابت دهمين دوره رياست جمهوري نام برد.

محمد جعفر محمدزاده در زمان انتخابات دهم رياست جمهوري معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رييس جمهور بود.

كتاب روزهاي انتخاب از سوي موسسه انتشاراتي روزنامه ايران در قطع رقعي و ‪ ۳۴۸صفحه منتشر شده است.
گزارش ایرنا درباره این کتاب
گزارش پایانیوز درباره این کتاب
گزارش خبرگزاری فارس راجع به این کتاب
مطلب روزنامه ایران درخصوص این اثر

نوشته شده توسط والی زاده در 7 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم فروردین 1389

تحویل

به قول م. امید:
عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم
گردی نستردیم وغباری نفشاندیم
دیدیم که درکسوت بخت آمده نوروز
ازبیدلی او را زدر خانه براندیم
هرجا گذری غلغه شادی و شور است
ما آتش اندوه به آبی ننشاندیم
آفاق پر از پیک و پیام است ولی ما
پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم
احباب کهن را نه یکی نامه بدادیم
واصحاب جوان را نه یکی بوسه ستاندیم
من دانم و غمگین دست ای خسته کبوتر
سالی سپری گشت و توراما نپراندیم
صد قافله رفتند وبه مقصود رسیدند
ما این خرک لنگ ز جویی نجهاندیم
ادامه مطلب
نوشته شده توسط والی زاده در 1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •