تبليغاتX
گفتار سبز را از این پس با این نشانی بخوانید http://www.goftaresabz.ir/ "کن خموش این دوزخ از "گفتار سبز

شنبه بیست و نهم مهر 1385

ساحت حقيقي و زیر ساخت نهان شعر حافظ

 

                                         چيست اين سقف بلند ساده‌ِِي بسيار نقش؟

زين معماهيچ دانا در جهان آگاه نيست

ديوان حافظ حاوي اشعار پر رمز ورازي است كه فهم برخي كلمات وابيات آن مي تواند مدتها زمان را مصروف خودنمايد. بيت فوق ازآن دسته است.

چيست اين سقف بلند ساده ِي بسيار نقش، كه عليرغم تلاش محققين و حافظ شناسان نمي توان ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمدزاده در 2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385

هانای من متولد شد!

زیباترین لحظه زندگی شاید تولد فرزند باشد.
هانای نازنین من با تولدش به خانواده کوچک من صفا و مهر هدیه داد.
تولدت مبارک هانای من!

 

نوشته شده توسط والی زاده در 3 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385

شاعران روزنامه نگار

 در پست تازه تادانه دیدم  فهرستي از نويسندگان روزنامه نگار و يا روزنامه نگاران نويسنده منتشر شده است . ياد جمله اي  از همينگوي_به گمانم_ افتادم كه يكدوره روزنامه نگاري را براي نويسندگان ضروري مي دانست. به ذهنم رسيد براي اينكه فهرست ايشان كامل شود و فرهنگ جامعي از پي جويان ادبیات خلاقه يعني شاعران و نويسندگاني كه سروسري هم با مطبوعات داشته و گاه خود از گردانندگان نشريات بوده اند پديد آيد من هم شق دوم كار يعني حضرات روزنامه نگار كه حضور بي تخفيفي هم در شعر دارند فراهم كنم با اين توضيح ضروري كه ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط والی زاده در 12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385

60)قدری از شب قدر

شب قدر در فرهنگ اسلامی جایگاه ممتازی دارد ، در هیچ جای قرآن به صراحت از زمان دقیق شب قدر نام برده نشده است ، فقط از روی شواهد و قرائن موجود در قرآن است که می توان به زمان شب قدر پی برد . شب قدر از چنان جایگاهی برخوردار است که بنا بر برخی اقوال برخی علمای بزرگ تمام شب های یک سال را بیدار مانده و به تهجد ایستاده اند تا اطمینان حاصل کنند که از فیض بیداری شب قدر بهره مند شده اند .

 با يادآوري این نکته که ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمدزاده در 9 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و دوم مهر 1385

اورهان پاموك و ناشران ايراني پول دار شدند!

بي دروغ پيش از اين اورهان پاموك رو نمي شناختم. يعني آثارش رو نخونده بودم . حتي نمي دونستم دو كتاب از او به فارسي ترجمه شده و حضرت ايشان سفري هم به ايران داشته اند. چقدر اين چند سال تنبل شده ام .يادم باشد "قلعه سفيد" را بخوانم و"زندگي نو" را. البته شك ندارم از همين امروز خيلي ها شروع كرده اند به ترجمه نوشته هايش و از همين فردا خيلي ها قمپز در مي كنند كه در فلان تاريخ در فلان كافه يك فنجان قهوه تلخ با پاموك خورده اندو از همين هفته هم جلد و محتواي نشريات ادبي و كشكولي ما پر مي شود از ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط والی زاده در 9 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم مهر 1385

جويندگان عرصه پر هول و ولا

در روزان غبارآلودى كه فرهنگ كتاب‏نخوانى روندى دهشتناك دارد، در اوضاع وهم‏آلودى كه خريد كالاهاى فرهنگى در سبد هزينه‏هاى جارى هيچ خانواده‏اى پيش‏بينى نشده است، به نظر مى‏رسد گفت‏وگو از وضعيت نشر خاصه در شهرستان‏ها عبث نمايد؛ چه آنكه جويندگان اين عرصه پرهول و ولا چندان نيستند كه كسى به صرافت روشنگرى بيفتد و در مقام تبيين برآيد.


اين وضعيت زجربار چنان است كه اگر همين امروز خبر ركود يا توقف فعاليت فلان ناشر شهرستانى كه چه عرض كنم، ناشران معظم هم منتشر شود، بعيد است حتى فغان از خاك‏خورده‏هاى اين وادى برآيد، چه رسد به لوليان شوخ شيرين‏كار شهرآشوب.
...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط والی زاده در 1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم مهر 1385

افطار رييس جمهور با خانواده شهدا

گاهی دیدن این جور عکس ها خالی از لطف نیست !
ادامه مطلب
نوشته شده توسط والی زاده در 10 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سیزدهم مهر 1385

اين راه يكنواخت مرا خسته مي كند/ شعري از عمران صلاحي و عكس هايي براي وداع

عمران صلاحي با ‌185 سانتي‌مترقد و 80 كيلووزن خالص! طنزنويسي بود كه  شغلش را مرضي درمان‌ناپذير مي‌دانست. سال 45 وارد تحريريه روزنامه توفيق شد و بعداز انقلاب هم در «گل آقا» نوشت. او بر خلاف زمينه كاري اش، آدم بسار خجول و كمرويي بود كه به قول خودش خيلي سخت خنده اش مي گرفت .

ع. شكرچيان ، كمال تعجب، مراد محبي، ابوطياره، زرشك، زنبور، مداد ، ميخ طويله و ابوقراضه ، ابوالحمار از جمله اسم هاي مستعار صلاحي بود.

 دلتنگی کوچکی از طنز پرداز بزرگ ما را بخوانید:

 ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط والی زاده در 12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوازدهم مهر 1385

حالا حکایت عمران صلاحي است

بعد از رفتن منوچهر آتشی دعا کرده بودم که شعر و واژه رنگ عافیت بیابدو شگفت آنکه شوخی روزگار این بار به سراغ کسی رفت که عادت کرده بودم با دیدنش و طنازی هایش یادم برود این سالها چقدر بر شعر و زبان فارسی سخت گذشته است.

همین بیست روز پیش با هماهنگی نصرت الله مسعودی /شاعر /از ایشان خواستیم برای برگزاری کنگره طنز به خرم آباد بيايدکه گفته بود می خواهد به سفر چین برود.

و امروز قیافه در هم گرفته " يوسف عليخاني" داستان نویس یادم آورد که همیشه باید منتظر "اتفاق" باشیم . اتفاق هایی که دیگر آنقدر زیاد شده اند که حتی گریه هم نمی کنیم . فقط بهت است و سکوت. طنز هم این روزها حال خوشی ندارد اما حکایت عمران چیز دیگری است.  بین خودمان باشد احتمال گریستن ما بسیار است!

این خبر را صبح برای جام جم فرستادم:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط والی زاده در 9 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نهم مهر 1385

چقدر دلتنگ دیدن این گونه تصاویرم!

هفتمین جشن خانه موسیقی شب گذشته با حضور موسیقیدانان و هنرمندان برگزار شد. در مراسم جشن خانه موسيقي ياد استادان موسيقي "علي تجويدي"، "منوچهر همايون پور"، "عباس شاپوري"و "بهزاد رضوي نيا" ...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط والی زاده در 2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هشتم مهر 1385

در خيال روزهاي روشنم...

 

 و ما پنچ نفر بوديم !پيچ ااآپوچ! خبرش را چند روز پيش كار كرده بودم .

 گفته بود كه براي مراسم افتتاحيه بروم كه نرفتم. از بس كه به قول الف .بامداد غم نان گرفتارم كرده است.

 شده ام يك آدم كوكي كه بايد تند تند خبر انفجار و افتخار را copy- paste  كنم و بعد هم هرازچندگاهي مجبور شوم جواب پس بدهم كه نفر اول كيست و از دايي هايم بگويم!

 راستش حوصله آدم سر مي رود. چقدر دويديم و ما را پياده كردند؟ آيا بايد عاصي شوم؟ مرز حماقت و صداقت گاه به پهناي ميز فلزي كوچكي است تا در كدام سوي آن نشسته باشي!

...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط والی زاده در 1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم مهر 1385

حدود طرهان(كوهدشت)/لرستان پژوهی

ميرزا رحيم چاغروند خرم‌آبادي (معين‌السطلنه) در كتاب جغرافياي لرستان كه در سال 1334 ه. ق نوشته شده است حدود و محل‌هاي طرهان (كوهدشت كنوني) را آن زمان به طور خلاصه چنين آورده اس:

كوهدشت: محلي است كه زمان قديم شهر بوده، شش فرسخ طول و چهار فرسخ عرض دارد و سردار اكرم قلعه‌اي  در اينجا ساخته است.

كشماهور: جلگه‌اي است چهار فرسخ طول و يك فرسخ عرض دارد، كم آب است، هواي ييلاقي دارد. شكارگاه خوبي است، آهو و كبك زياد است...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمدزاده در 8 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم مهر 1385

چند شعر کوتاه

 

1)

تو كه بد لهجه نبودي باران!

از چه چنان درشت سخن گفتي

 كه قامت شقايق شكست

 

2)

به كوچه كه مي نگرم

زن كولي را مي يابم

نشسته بر نعش فرزند

و خنده اي چنان

كه كودكي هايم را آشفته كند

 

3)

بله ميدانم تو را بزرگ ميدانند

اما بر من ببخش

اگر نام كوچك تو را بياد نياورم

در بي حوصلگي اين روزها

 

4)

تو را شاه بيت هر غزل مي خواستم

نه تكواژي مهجور

كه به اختيار شاعري برگزينم

 

5)

سهم من همين شايد

پيراهني بي آستين

و كفشي بي پاشنه

سهم من همين...

دستمالي كوچك

افتاده در آبراهي تنگ

در گذر نمناك سردسالي

كه سنگين...   .

نوشته شده توسط والی زاده در 2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •